این مطلب از وب سایت نکس لود رپورتاژ گردید و صرفا جهت اطلاع شما از این آهنگ می باشد.

انشا درباره ی کفش با رعایت ساختمان بند

از سایت نکس لود به صورت کامل و رایگان با لینک مستقیم برای استفاده در مدرسه دریافت کنید . انشا درباره ی کفش صفحه ۶۳ کتاب نگارش هفتم با رعایت ساختمان بند از سایت نکس لود به صورت کامل و رایگان با لینک مستقیم برای استفاده در مدرسه دریافت کنید . تا به حال به کفش هایت دقت کرده ای ؟ کفش های دیگران چطور ؟ درباره ی طرح و رنگ و نظافت کفش ها هم فکر میکنی ؟

انشا درباره ی کفش صفحه 63 کتاب نگارش هفتم با رعایت ساختمان بند

با کمی توجه به نوع و رنگ کفش های اطرافیان و دوستانت می نوانی از بعضی ظرایف روحی و سلیقه اش با خبر شوی . مثلا خود من ، همیشه ی خدا کتانی به پا هستم . حتی اگر می شد در مهمانی ها هم کتانی میپوشیدم . ناگفته نماند که این از رو حیه ی ورزشکاری ام خبر می دهد .

 

یا کسانی که همیشه کفش های پاشنه دار با پاشنه های بسیار بلند میپوشند . این اشخاص اگر در مورد قد خود مشکلی نداشته باشند یا به دنبال آراستگی و کسب قدرت و احاطه ی بیشتر بر اطرافشان هستند یا به دنبال زیبایی و جذابیت چشم گیر .

 

انشا درمورد کفش رعایت ساختمان بند

البته ناگفته نماند که آراستگی و تمیزی کفش برای هر شخص امری است واجب . اصلا همین که کفش تمیز و آراسته و هم خوان با لباس خود داشته باشیم  و در آن احساس راحنی داشته باشیم کفایت می کند و به قدر کافی از نظم ما حکایت می کند .

 

این نکته را فراموش نکنید که کفش های شما از نظر پنهان نمی ماند و نشان دهنده ی توچه شما به خودتان می باشد .

 

انشای اول درباره کفش

انشا در مورد کفش پسربچه ای به نام مهراد , عاشق کفشی شده و مادرش شرطی برایش می گذارد که اگر نمره ریاضی اش بالای ۱۸ شد , آن کفش را برایش بخرد مهراد امتحان می دهد و

شش ماهی می شد که هر روز از جلوی اون مغازه سر پیچ که تو راه مدرسه بود، رد می شدم و نگاهش می کردم . چقد براش نقشه کشیده بودم. تو راه همش منتظر بودم که برسم بهش و یه دل سیر نگاهش کنم.

همش نگران بودم که نکنه کسی سایز ۳۹اش رو که فقط یک جفت هم ازش داشت، بخره . دو سه بار به مامانم گفتم ولی خیلی جدی نگرفت . یه بار که اومده بود مدرسه دنبالم ، سر راه دید من دارم با کلی آه و حسرت بهش نگاه می کنم.

فرصت رو غنیمت دونست و گفت اگه امتحان ریاضی ات رو بالای ۱۸ بشی ، برات می خرم.

وای، ریاضی … اونم من ….. اونم بالای ۱۸ ….

در عرض سی ثانیه به این نتیجه رسیدم که نه ، بیخیالش شم بهتره …

خلاصه بعد از کلی سر و کله زدن با خودم به این نتیجه رسیدم که حداقل براش تلاش کنم .

آقا کارم شده بود ریاضی خوندن ، صبح تا شب ، می رفتم پیش شاگرد زرنگ های کلاس و هر چی سوال بی ربط و با ربط بود ازشون می پرسیدم . از دستم خسته شده بودن و البته چاره ای هم نداشتن ، چون من باید بالای ۱۸ می شدم ….

سرتون رو درد نیارم ، من که تو زندگی ریاضی رو به امید قبول شدن می خوندم. بالاخره امتحان دادم و معلم هفته ی بعدش اومد و نمره ها رو بلند بلند خوند ….

از استرس کل تنم یخ کرده بود ، رسید به اسم من و یه کم صیر کرد ، نگاهم کرد و گفت مهراد چیکار کردی تو؟

دیگه داشتم سکته می کردم ، گفت بچه ها برا مهراد دست بزنید ، من شاهد بودم که چقد تلاش کرد و آخرش هم نتیجه ی تلاشش رو گرفت …

گفت شدی ۱۷٫۵ دومین نمره ی کلاس بعد از سینا که همیشه ۲۰ می شد.

انگار آب یخ ریخته بودن رو تنم ، من که تا قبل آرزوی ۱۱ داشتم ، الان ۱۷٫۵ اصلا راضی ام نمی کرد .

من ۱۸ می خواستم ، چون اون کفش قوتبالو می خواستم …

برگمو گرفتم و با نا امیدی داشتم نگاهش می کردم ، یه کم این ور و اونورش کردم و یهو دیدم جای خودکار قرمز روی صفحه ی آخر نیست ، ضربان قلبم تند شده بود ، مطمئن بودم که درست حلش کردم …

یهو بدون اینکه خودم متوجه بشم داد زدم و گفتم آقا من ۱۸ میشم … من ۱۸ میشم …

معلم اومد پیشم و گفت چی شده مهراد چرا داد می زنی؟

گفتم آقا این سوالمو تصحیح نکردین …

گفت آره ، حق با توعه، ندیدمش …

همون موقع یه یک گذاشت و دورشو یه خط قرمز کشید ، اصلا باورم نمی شد، نمرمو درست کردم .

شدم ۱۸٫۵ ….

احساسی که بعدش داشتم رو نمی تونم وصف کنم …

فقط می تونم بگم اون کتونی رو خریدم و همین الان هم روی میزمه ، کنار دفترم ….

انشا درباره ی کفش با رعایت ساختمان بند

انشای دوم درباره کفش

من اول یک چرم بودم که مرا سوار ماشین کردند و بردند اول نمیدانستم که مراکا می برند آیا شما میفهمید که مرا کجا می برند؟ بله درسته مرا داشتند به کارخانه کفش سازی می بردند زیار در راه دیدم که در تابلو نوشته شده بود ۴۴ کیلومتر تا شهرک صنعتی شیکان.

در راه یک چرت کوجولو زدم تا که صدای دستگاهی مرا بیدار کرد خررررررررررر ما را یکی یکی به دستگاه برش زنی بردند اولش  خیلی دردم آمد ولی بعدش عادت کردم تا جایی رفته بودم که دیگر به کامل شدنم چیزی نمانده بود بالاخره مراحل ساهتم به پایان رسید ما را بسته بندی کردند و سوار آدم آهنی های غول پیکر کردند وقتی رسیدیم ما را پیاده کردند و در گوشه ای گذاشتند و چند روز گذشت و نوبت ما رسید که ما را در ویترین بگذارند.

چادر ها روشن و سیاه یکی پس از دیگری می رفتند تا یک روز دیگر فرا رسید فروشنده در را با نام خدا باز کرد و من هم بیدار شدم وقتی به تقوم نگاه کردم دیدم که امروز بیست و نه شهریور است این یعنی که فردا اول مهر و شروع شدن مدرسه است. وقت مانند برق می گذشت که نفهمیدم کی غروب شد و صدای بانگ اذان مرا به خود آورد دیگر نا امید شده بودم که یک پسر بچه با پدرش آمدند نگاهی پسر بچه به من کرد و مرا پسندید و مرا خرید ، یک ماه که از مدرسه گذشته بود که من فرسوده شده بودم آه من حالا کنار سلط زباله ام دیگر پسرک مرا دوست ندارد ولی من او و خانواده اش را دوست دارم.

همه ما کابوس هایی داریم ،که به نظرمان شاید هر لحظه اتفاق بیفتد.یکی از کابوس های من دزدیده شدن کفش هایم است.
اوایل سال من برای مدرسه و شروع سال جدید همه چیز خریدم،از کفش گرفته تا…
من طبق معمول هفته ای ۲ بار کلاس زبان داشتم .ورودی کلاس زبان ما یک حیاط کوچک وجود دارد ،که اکثر اوقات در آن باز است.
در آن کلاس زبان،هیچکدام از دانش آموزان آن تا به حال نه کفش هایشان دزدیده شده بود و نه گم شده بود.خلاصه من هم مانند بقیه بی تفاوت کفش هایم را در حیاط جامی گذاشتم.
حدود ساعت ۶ بعد از ظهر بود ،کلاس به اتمام رسید.من و دوستانم من و دوستانم به حیاط آنجا رفتیم،و خواستیم کفش هایمان را بپوشیم ،همه دوستانم کفش هایشان پوشیدند.کفش های من غیب شده بودند،زمین انگار کفش هایم را بلعیده بود.
اوایل،خیال کردم که،یکی از دوستانم می خواهد من را اذیت کند،اما فهمیدم که کار آنها نبود است ،و کسی دیگر ،کفش هایم را دزدیده است.
خیلی ناراحت شدم اما همان جا آن کس که ،کفش هایم را دزدیده بود را حلال کردم،حتما خیلی نیازمند بوده است …

کفش پا و محافظت پا از ناهمواری ها و سنگ ها و سایر اشیا برنده است . پا یک اجزای مهم بدن است که کفش وظیفه نگهذاری  از قلب دوم انسان را دارد کفش ها  در سایز ها و رنگ و جنس های مختلف در بازار وجود دارد . ما انواع کفش  داریم که از نوع زنانه و مردانه و بچه گانه می باشد  که هر یک از آدم ها بر اساس  سلیقه و علاقه خود نوع ا ن را انتخاب می کند. انواع آن  مانند پاشنه دار ,اسپرت ,مجلسی ,رسمی ,چوتین و جکمه است و جنس های مختلف مثل جرم ,پارچه ای ؛لی,پلاستیکی و غیره … دارد . من کفش های خود را خیلی دوست دارم و با واکس زدن و شستشو ان سعی میکنم  تا کفش های خود را سالم نگه دارم . کفش  ورزشی من با کفش مهمانی من فرق دارد زیرا هر کفشی به دلیل نوع آن کاربرد های  مختلفی دارد

کفش ورزشی مخصوص ورزش و پیاده روی است . کفش مهمانی مخصوص خودش است

انشا درباره کفش

برای دانلود بر روی لینک روبرو کلیک کنید : انشا درباره ی کفش صفحه ۶۳ کتاب نگارش هفتم با رعایت ساختمان بند

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

ارسال دیدگاه جدید

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.

%u0637%u0631%u0627%u062D%u06CC %u0633%u0627%u06CC%u062A
طراحی سایتسئواجاره ویلا و فروش ویلا شمالسرویس و تعمیر کولر گازیاجاره ویلافروش ویلااجاره ویلافروش ویلاویلا شمالویلا زیباکنار