خود فروشی

پسر جوانی با وسوسه یکی از دوستاش به محلی رفتند که زنانی خود فروشی میکردند

در انجا پیرمرد ژولیده ای بود که حیاط را تمیز میکرد پیرمرد از جوان پرسید : چند سالت است؟
گفت : ۲۰ سال
پرسید برای اولین باراست اینجا می آیی جوان گفت بله
پیر مرد اه پردردی از ته دل کشید و گفت میدانم برای چه به اینجا آمده ای به من مربوط نیست ولی آن تابلو را بخوان تابلو را خواند و به داخل رفت
دستانش میلرزید وارد اتاق که شد دید زن های بر برهنه بر…متن ابی زیر را لمس کنید

ادامه متن باز شودخانم هایی ک سیاست زنونه بلد نیستن و زود از کوره در میرن بیان

یادبگیرکی جواب بدی
کی ساکت بشی
کی جمعو ترک کنی
کی ازحقت دفاع کنی

بیا سیاست جمع کن

از حجاب متنفر بودم…
چون همه زیبایی من رو میگرفت

از وقتی با این کانال آشناشدم هم حجابمو دارم هم خوشگلم

از خانومای باسلیقه اینجا یادگرفتم

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

ارسال دیدگاه جدید

نظرات برای این مطلب بسته شده است.

Sorry, the comment form is closed at this time.

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.

%u0637%u0631%u0627%u062D%u06CC %u0633%u0627%u06CC%u062A
طراحی سایتسئواجاره ویلا و فروش ویلا شمالسرویس و تعمیر کولر گازیاجاره ویلافروش ویلااجاره ویلافروش ویلاویلا شمالویلا زیباکنار